مطالعه‌ی مغز نخستیان، روزنه‌ای برای فهم تکامل گفتار در انسان

کرونوس – یکی از ویژگی‌های انسان که او را از اجداد بدوی‌اش متمایز می‌سازد، قابلیت او در حرف زدن است. گوریل‌ها و میمون‌ها برای ارتباط برقرار کردن آواهایی ایجاد می‌کنند، اما این آواها به هیچ وجه به پیچیدگی و پرتعدادی آواهایی که انسان استفاده می‌کند نیست. حال مطالعه‌ی جدیدی با بررسی ساختار مغز و آواهای صوتی در پیشینیان ما به نتایج جالبی دست یافته است.

پرسشی که مدت‌ها است ذهن دانشمندان را به خود جلب کرده این است که چرا گونه‌های بدوی غیرانسان نمی‌توانستند حرف بزنند. ما می دانیم که ژن FOXP2 که برای رشد زبان ضروری است در انسان‌ها و دیگر گونه‌های بدوی اندکی با هم تفاوت دارد. پس همین ممکن است یکی از دلایل عدم رشد زبان باشد. اما ارتباطات مغزی ما چطور می‌تواند در این روند تأثیر داشته باشد؟

محققینی از دانشگاه‌های آنگیا راسکین و استونی بروک به تحقیق در این زمینه پرداخته و نتایج تحقیق خود را در Frontiers in Neuroscience منتشر کرده‌اند. آنان ترکیبات آوایی و جمعیت تعدادی از گونه‌ها را مورد مطالعه قرار دادند. جمعیت این گونه‌ها بدین دلیل مهم قلمداد می‌شود که اجتماعی بودن نقش مهمی در تکامل گفتار دارد. آنان همچنین داده‌هایی را در مورد اندازه‌ی نواحی مختلف مغز و بزرگی آن در مقایسه با دیگر گروه‌ها مورد بررسی قرار دادند.

کم‌حرف‌ترین گونه‌ی نخستی‌ها میمون دماغ‌دراز است که تنها ۴ نوع صدا تولید می‌کند. از سوی دیگر کَپی‌های بزرگ با تولید کردن بیش از ۳۸ صدا پرحرف‌ترین آن‌ها بودند.

میمون دماغ‌دراز

محققین ارتباط مهمی بین گستره‌ی آواهای تولید شده و سه ناحیه از مغز این نخستیان که به Cortical Association Areas معروفند پیدا کردند. همچنین معلوم شد اندازه‌ی کلی مغز در توانایی ایجاد آواها تأثیری ندارد.

دکتر جیکوب دان، نویسنده‌ی اصلی مقاله در بیانیه‌ای گفت: «نواحی Cortical association در نوقشر مغز قرار دارند و با قابلیت‌های شناختی جدید که موجب پیدایش انواع پیچیده‌ی رفتار در نخستیان می‌شود ارتباط دارد.» این نواحی مسئول کنترل اختیاری رفتار هستند.

«ما همچنین رابطه‌ای میان حجم نسبی نواحی cortical association و هسته‌ی زیرزبانی در گوریل‌ها یافتیم که هر دو در این گونه بزرگ‌تر هستند. هسته‌ی زیرزبانی به عصب جمجمه‌ای متصل است که ماهیچه‌ی زبان را در کنترل خود دارد و لذا بزرگ‌تر بودن آن در نزدیک‌ترین گونه به انسان می‌تواند به معنی داشتن کنترل بیشتر بر روی زبان باشد.»

لذا به نظر می‌رسد مغز پرحرف‌ترین گونه‌ها – مانند شامپانزه‌ها و بونوبوها – قابلیت بیشتری در کنترل و تولید اصوات نسبت به دیگر گونه‌ها دارد.

پاسخ به پرسش بالا را می‌توان با بررسی روند تکامل مغز پیدا کرد. بسیاری هنوز گمان می‌کنند قابلیت حرف زدن به هوش بالای ما ارتباط دارد. این طرز فکر درست نیست. دیگر نخستیان هنوز بسیار باهوش هستند. برای نمونه گروهی از میمون‌ها در پاناما همین اواخر به عصر سنگ رسیده‌اند.

درباره هیأت تحریریه

این مقاله توسط هیأت تحریریه نوشته ویا ویرایش شده است. عضویت در هیأت تحریریه با توجه به «شرایط همکاری با کرونوس» برای عموم آزاد است.

آیا می‌دانستید؟

ممکن است اطلاعاتی در مورد یک جهان قبل از ما به دست آمده باشد

کرونوس – عده‌ای از دانشمندان ادعا کرده‌اند شواهدی از جهان‌های دیگر را می‌توان در فضا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *